العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

165

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

جمعى مفسران هم كه شيخ طبرسى در شمار آنها است در تفسير قول خدا « و ياد كن ادريس را در كتاب - تا آخر آيه ، 56 مريم » گفته‌اند معجزه او علم هيئت بوده تا آخر كلامشان در اين باره سپس گفته : حكم آنان باينكه نور قمر از خورشيد كسب مىشود تنها براى اختلاف شكل آن نيست به نزديكى و دورى با خورشيد زيرا اين تنهائى دليل قطعى اين حكم نميشود بلكه امور ديگر هم بدان پيوست است مانند اينكه چون زمين ميان او و خورشيد فاصله مىشود منخسف ميگردد و مانند امارات ديگر كه از مجموع اين حكم بدست مىآيد و گر نه ممكن است گفت نيمى از ماه خود به خود روشن است و به اندازه حركت فلكش بر خود ميچرخد و اين اشكال مختلفه را نشان ميدهد تا بمحاق ميرسد . سپس - ره - گفته : امتهان ماه بكاستن روشنيش معلوم است ولى امتهانش بفزودن آن چه معنى دارد ؟ گويم : دو وجه دارد يكم هميشه يك روى ماه روشن است بخورشيد و فزونى نورش تنها در ديد ما است ، و خدا او را مسخر كرده تا در نيمه اول ماه خرده خرده بچرخد و كم كم خود را بما نشان دهد و نميتواند جز آن كند اين زبونى او محسوبست ، و برخى ماه را تشبيه به بنده‌اى كردند در اين باره كه آقايش به او فرمان دهد خرده خرده رو بند خود را كنار زند و چهره بمردم نمايد در مدّت معينى و چون همهء چهره خود را نمود باز خرده خرده روبند را بر چهره كشد تا همه آن را بپوشاند . 2 - اينكه مقصود امتهان بمجموع فزونى و كاستى است و دگرگونى و ناپايدارى او ، و اين بهتر است و در طلوع و غروب و اناره و كسوف جاريست ، و ممكن است مقصود از امتهان و به كار گرفتن او در اناره نور بخشى آن باشد به زمين نه نورانى بودن خود او زيرا اناره و اضائه اين معنى را هم ميدهند ، و بنا بر اين مقصود از كسوف نهان كردن او است خورشيد را تا برابر هم شوند و معنا اين باشد كه تو گاهى نور پاشى بر زمين و گاهى نور را از آن بگيرى ، و اگر مقصود اعم از ماه گرفتن و يا خصوص آن هم باشد بعدى ندارد و اللَّه العالم .